استرس، عبارت است از یک واکنش جسمی که به دنبال یک تحریک درونی ( شناختی) یا بیرونی (محیطی) به وجود می آید.
استرس
امری ناگزیر است و همه انسان ها خواسته یا ناخواسته در زندگی روزمره به
نحوی با آن روبه رو می شوند. استرس در حد و اندازه کم نه تنها مضر نیست
بلکه برای داشتن یک زندگی پویا لازم و ضروری می باشد.
در شرایط
استرس آمیز چنانچه فرد بتواند به درستی منبع و منشاء آن را درک نموده و
بدون این که کنترل خود را از دست بدهد برخوردی منطقی و عاقلانه با آن داشته
باشد این خود باعث رشد و تعالی فرد خواهد شد ولی چنانچه نتواند به شکل
صحیح با آن روبه رو شود مسایل و مشکلات گوناگونی را بر فرد تحمیل خواهد
کرد.
استرس ها در شرایط و موقعیت های گوناگون پدید می آیند. تحولات
سریع در بسیاری از زمینه ها، رشد روز افزون جمعیت، تغییر در آداب و رسوم
اجتماعی، مسائل مربوط به خانواده ، خویشاوندان، شکست و ناکامی، ازدواج،
طلاق، مسکن، مهاجرت، اختلافات زناشویی، ناسازگاری های محیط کار صدمات جسمی
شدید، اعمال جراحی، بیماری های صعب العلاج، زندانی شدن و مرگ عزیزان همگی
می توانند منشاء بروز مشکلات و ناراحتی های متعددی شوند که بعضی از آن ها
بیشتر جنبه جسمانی و برخی جنبه روانی دارند.
صاحب نظران استرس را
منشاء 50 تا 80 درصد بیماری ها می دانند. استرس بر عملکرد تحصیلی، اجتماعی و
شغلی، رضایت شخصی و از همه مهم تر، سلامت روانی افراد نیز تاثیر نامطلوب
دارد.
به طور کلی مهم ترین تاثیرات ناشی از استرس را می توان به
چهار نوع تقسیم کرد: هیجانی، فیزیولوژیکی، شناختی و رفتاری. احساس اضطراب و
افسردگی، خشم، دلسردی، افزایش تنش جسمانی و تنش های روان شناختی از جمله
تاثیرات هیجانی استرس محسوب می شوند، اختلال در کارکرد دستگاه گوارش،
افزایش ضربان قلب، اختلال در تنفس و انقباض رگ های خونی، فشار خون بالا،
آسیب دیدن بافت عضله، نازایی، توقف رشد، بازداری جنسی ، بازداری دستگاه های
ایمنی ، زخم معده، دیابت، آسم، اختلال های پوستی، بی خوابی، سندرم روده
تحریک پذیر، ، بیماری های کرونر قلبی، میگرن، سردردهای عصبی، تبخال های
عفونی و ویروسی، عفونت های ادراری، تومور، افزایش کلسترول خون، تندخویی و
ریزش مو از مهم ترین تاثیرات فیزیولوژیکی استرس به شمار می روند.
از تاثیرات شناختی استرس می توان به اضطراب، هراس ، کاهش توجه و تمرکز، فراموشی و کاهش ظرفیت حافظه کوتاه مدت و افزایش پریشانی و حواس پرتی اشاره کرد. و بالاخره افزایش گریز از کار و فعالیت، اختلال در الگوی خواب، کاهش کارکردهای تحصیلی، شغلی و اجتماعی، روی آوردن به مصرف الکل، سیگار و سایر مواد از تاثیرات رفتاری استرس به حساب می آیند.
منبع :
کشمیری و همکاران ( 1389)، بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی با سبک های مقابله ای در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کاشمر، پایان نامه جهت دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته روان شناسی بالینی
به امید آینده ای روشن و سرشار از موفقیت برای کودکان ایران زمین
مقدمه
ارتباط یکی از اساسی ترین نیازهای هر انسان است که می تواند از طرق مختلف مثل اشاره، گفتار، نوشتار و هنر صورت پذیرد. گفتارکه عمومی تر و ساده تر از سایر شیوه های ارتباطی است نقش بسیار مهمی را در زندگی دارا بوده و اهمیت آن در برقراری ارتیاط برای همگان روشن است.
بروز ناروانی در روند گفتار امری طبیعی است، ولی وقتی میزان این ناروانی ها تا اندازه ای افزایش یابد که روند طبیعی گفتار را دستخوش آسیب کند، توجه شنونده را به خود جلب کند و باعث بروز نگرانی و احساسات منفی در گوینده گردد دیگر با ناروانی طبیعی گفتار مواجه نیستیم بلکه با پدیده ای آسیب شناختی به نام "لکنت" روبرو هستیم .
بروز ناروانی در روند گفتار امری طبیعی است، ولی وقتی میزان این ناروانی ها تا اندازه ای افزایش یابد که روند طبیعی گفتار را دستخوش آسیب کند، توجه شنونده را به خود جلب کند و باعث بروز نگرانی و احساسات منفی در گوینده گردد دیگر با ناروانی طبیعی گفتار مواجه نیستیم بلکه با پدیده ای آسیب شناختی به نام "لکنت" روبرو هستیم .
شیوع
یک درصد از کل جمعیت جهان دچار لکنت زبان است که البته در کشورها، فرهنگ ها و جوامع مختلف آمار متفاوتی وجود دارد، همچنین شیوع این اختلال در پسران 3 برابر دختران گزارش شده است.
نشانه ها
واضح ترین علائم لکنت همان وقفه هایی است که در روند گفتار روی می دهد. مکث های ناخواسته، گیر و گرفتگی در عضلات لبها، زبان و یا تارهای صوتی حنجره، تکرار غیر عادی بخش هایی از یک کلمه، کشیدن یک حرف یا صدا، از شایعترین علامتها هستند.
علل
لکنت محصول مجموعه ای از عوامل فیزیولوژیک (اختلال درغلبه نیمکره ای مغز)، ژنتیک ( وجود زمینه ژنتیکی)، عاطفی (هیجانات شدید) و خانوادگی (انتظارات نامعقول، حساسیتهای مفرط، سختگیری های تربیتی) و استرس های محیطی است و نمی توان تنها یک علت واحد برای آن ذکر کرد .
سیر و پیش آگهی
لکنت معمولا بین ۲ تا ۷ سالگی شروع شده و بیشترین فراوانی آن در حدود ۵ سالگی می باشد. بطور کلی در ۹۸٪ موارد لکنت زبان قبل از ۱۰ سالگی آغاز شده و به تدریج استقرار می یابد .
پیامدها
لکنت زبان از نظر عاطفی بر فرد اثر نا مطلوب گذاشته و می تواند باعث اختلال در عملکرد فرد ، عدم اعتماد به نفس ، افسردگی، اشکال در برقراری ارتباط با دیگران ، اضطراب ، بدبینی ، پرخاشگری ، خود کم بینی ، عدم پیشرفت در شغل یا حرفه مورد نظر و سر انجام گوشه گیری و دوری از موقعیت های اجتماعی گردد.
درمان
وقتی که صحبت از لکنت زبان می شود اغلب مردم این طور فکر می کنند که لکنت زبان درمان ندارد در حالیکه چنین نیست و این عارضه قابل درمان است. البته ناگفته نماند که درمان لکنت پیچیدگی های خاص خودش را دارد یعنی این که درمان قطعی آن هم طولانی مدت بوده و هم نیاز به تلاش و پیگیری فراوان دارد.
تجارب بالینی بیانگر این واقعیت است که درمورد کودکانی که سنشان کم باشد « بین 5 – 2 سال»، دارای لکنت خفیف باشند « مثلا کل کلمه یا عبارت را تکرار کنند»، هنوز متوجه لکنتشان نشده باشند و شرایط عاطفی و محیط زندگی امنی داشته باشند معمولا بین شش تا هجده ماه لکنتشان به تدریج برطرف خواهد شد ولی در افرادی که علایم شدیدتر لکنت « مثل گیرکردن در یک صدا یا داشتن تیک » را تجربه کرده باشند، سنشان بالای 7 سال باشد و به خاطر لکنت زبان مورد سرزنش دیگران واقع شده باشند طوری که از موقعیت های گفتاری اجتناب نمایند، درمان آن ها زمان طولانی تری را به خود اختصاص خواهد داد.
بهترین زمان درمان لکنت زبان قبل از ورود کودک به مدرسه است چرا که هنوز کودک در این زمان بر مشکل خود آگاهی چندانی ندارد.
درمان لکنت زبان در موارد خفیف به خصوص در کودکان پیش دبستانی تنها چند هفته و در موارد شدید گاهی تا 18 ماه به طول می انجامد. پیشگیری و مداخله زود هنگام در درمان لکنت یک اصل است.
خانواده هایی که کودک را به خاطر لکنتش سرزنش نمی کنند، نگرانی و اضطراب خود را به کودک منتقل نمی سازند، با حوصله به گفته های کودک گوش می کنند، سرعت گفتار خود را کاهش می دهند ، محیطی آرام و به دور از استرس پدید می آورند و با مشاهده اولین علائم لکنت به متخصصان گفتار درمانی مراجعه می کنند احتمال تداوم لکنت را بسیار ضعیف می سازند .
تحقیقات مختلف رابطه بین استرس و اضطراب با شدت لکنت زبان را تایید نموده اند لذا اقداماتی را که در جهت کاهش استرس و نگرانی کودکان انجام شوند تاثیرات قابل توجهی بر کاهش میزان شدت لکنت خواهند داشت؛ از این رو والدین بایستی یاد بگیرند که از طریق برقراری یک ارتباط دوستانه با کودک خود به وی اجازه بدهند که احساسات به ویژه ترس ها و نگرانی های خود را به راحتی با آنان درمیان گذاشته و از این طریق بسیاری از اضطراب های آنان را کاهش دهند ، افزایش احساس ارزشمندی و احساس کفایت کودک نیز می تواند در جهت کاهش لکنت وی عمل نماید چرا که از این راه عزت نفس کودک افزایش یافته و این خود می تواند در جهت رفع بسیاری از مشکلات کودک از جمله لکنت ایشان کارساز باشد.
روند درمان افرادی که در بزرگسالی همچنان با لکنت روبرو هستند طولانی و تدریجی است. اگرچه دارو ها می توانند در کاهش اضطراب مبتلایان به لکنت موثر باشند ولی متاسفانه تا کنون هیچ دارویی که تاثیرات ماندگار و دائمی در بهبود لکنت داشته باشد شناخته نشده است.
درمان بر پایه اصلاح الگوهای نادرست گفتاری و سازماندهی مجدد سیستم عصبی برای کنترل موفق گفتار استوار است. گفتاردرمانگران نحوه کنترل سرعت گفتار و نظارت بر آن را به بیماران خود آموزش می دهند. همچنین این که چطور بتوانند تنش عضلات گفتاری خود را کاهش دهند و گفتاری به دور از فشار و تقلا داشته باشند با بیماران تمرین می شود .
از سوی دیگر، جنبه مهمی از درمان لکنت، تمرکز بر رفع نگرانی ها و انگاره هایی است که در اثر تداوم لکنت در طول سالها در ذهن بیمار شکل گرفته است. برخورهای نادرستی که از طرف خانواده ، مدرسه ، همسالان و سایر افراد جامعه با لکنت فرد صورت می گیرد در ایجاد این هیجانات و باورها موثر است. باورهای غلطی که منجر به ترس از بیان برخی کلمات شده و به نوبه خود لکنت را تشدید کرده است.
خیلی از افراد دچار لکنت زبان که در سنین کودکی درمان نشده باشند جهت درمان لکنت آن ها در سنین بزرگسالی گاهی لازم می شود که حتی روان درمانی انجام شود چرا که ممکن است لکنت آن ها با اضطراب، ترس، افسردگی و یا سایر اختلالات روان شناختی گره خورده باشد.
بسیاری از افرادی که دارای لکنت زبان چندین ساله اند این طورفکر می کنند که :« اگر قرار بود خوب شوم تا حالا خوب شده بودم و فکرهایی از این قبیل»؛ لذا یا اصلا درمان را شروع نمی کنند و یا اینکه درمان را تا حد لازم ادامه نمی دهند. برای این گروه از افراد استفاده از اقدامات روان درمانی به ویژه شناخت درمانی در کنار گفتاردرمانی لازم خواهد شد .
در گفتاردرمانی، جهت درمان کودکان لکنتی از روش های مختلفی از جمله روش کشیده گویی، مکث، گفتار سیلابیک« بخش کردن کلمات» ، تکنیک جریان هوا و گفتار همراه تاخیر استفاده می شود که البته تعیین نوع روش درمانی مناسب « با توجه به سن کودک و شدت لکنت وی» برعهده درمانگر خواهد بود .
جهت تثبیت روند درمان لازم است والدین تکالیف خانگی را که از طرف آسیب شناس گفتار و زبان به آن ها گفته می شود را انجام دهند .
ازدواج امری دلپذیر و شیرین است و می تواند همان طور که در ادیان مختلف و به ویژه دین مقدس اسلام به آن تاکید شده پناه انسان ها از آشفتگی ها و رسیدن به ساحل آرامش باشد چرا که زن و مرد در کنار یکدیگر می توانند به کمال مطلوب برسند. آن چه که در این بین اخلال ایجاد می کند آیا خود ازدواج است یا نوع ازدواج کردن ؟ مسلما ذهن هیچ انسان آگاه و بیدار ازدواج کردن را نفی نمی کند بلکه آن را یک موهبت الهی می داند؛ چرا که بسیاری از نیازهای فطری انسان اعم از جسمی و روانی را ارضاء می نماید؛ تحقیقات مختلف نیز بیانگر این واقعیت است که شیوع بسیاری از بیماری های جسمی و روانی در بین افراد متاهل کمتر از مجردهاست. تجربیات نویسنده و سایر همکاران نشان می دهد که یکی از شایع ترین دلایل طلاق ، ازدواج در سنین پایین (قبل از 20 سالگی) است و یکی از مسایلی که در این سنین منجر به فروپاشی ازدواج می شود عدم رشد و بلوغ عاطفی، روانی و اجتماعی یکی از همسران و یا هر دو نفر آن هاست .
آنچه که عامه مردم از مفهوم بلوغ در ذهن خود دارند ممکن است فقط بلوغ جنسی باشد که در دختران از حدود 11 سالگی و در پسران از حدود 13 سالگی یعنی شروع نوجوانی آغاز می گردد. هر چند که بلوغ جنسی برای یک ازدواج موفق لازم ولی کافی نیست . مهم شروع زندگی مشترک نیست بلکه تداوم آن است و برای تداوم یک رابطه به ویژه رابطه کاملی مثل ازدواج، سایر جنبه های بلوغ از جمله بلوغ عاطفی، روانی و اجتماعی را نیز باید به طور جدی مد نظر قرار داد.
بلوغ دارای چهار مرحله است : بلوغ جنسی، بلوغ عاطفی، بلوغ روانی (فکری) و بلوغ اجتماعی. برای یک ازدواج موفق و پایدار رسیدن به بلوغ اجتماعی امری بدیهی است ؛ چرا که در غیر این صورت فرد نخواهد توانست خود را با اجتماع و گروهی که با آن ها در ارتباط است سازگار نماید. سازگاری با دیگران به درک و پذیرش شرایط متقابل و پذرش نقش و مسولیت اجتماعی مربوط می شود .
بسیاری از ازواج ها که به طلاق منجر می شود ازدواج های مربوط به سن نوجوانی است یعنی زمانی که فرد فقط بلوغ جنسی را تجربه کرده و از سایر جنبه های بلوغ بی بهره است . فردی که مرحله نوجوانی را طی می کند و هنوز نسبت به خود و دیگران احساسات و عواطف مختلفی را دارد و به ثبات عاطفی لازم نرسیده است، نمی تواند در علاقه داشتن به فرد خاصی ثابت قدم بوده ، از اینرو ممکن است هر لحظه علاقه اش به افراد تغییر کند لذا نمی تواند همسر مناسبی باشد. همچنین این فرد به لحاظ عاطفی نخواهد توانست مستقل از خانواده اصلی خود رفتار نماید. مثلا نمی تواند بین علاقه به همسر و علاقه به مادرش فرق بگذارد. همچنین نخواهد توانست در شرایط حساس و بحرانی هیجانات خود را کنترل و مدیریت نماید و این به نوبه خود باعث پاره ای اختلافات خواهد شد. به همین دلیل اکثر روان شناسان سنین قبل از 20 سالگی را برای ازدواج مناسب نمی دانند و بر این باورند که هر چه انسان در زمان ازدواج به مراحل بالاتری از بلوغ رسیده باشد ( رسیدن به بلوغ اجتماعی؛ حدود 23 سالگی برای دختران و 27 سالگی برای پسران) احتمال ثبات وی در ازدواج به دلیل پختگی و ثبات در حالات روان شناختی از جمله استقلال عاطفی ، استقلال فکری و برخورداری از سازگاری اجتماعی بالاتر بیشتر خواهد شد.